مقاله

  مقاله
36-سلسله اول از مباحث "مسلمانان خطر منهج تکفير را جدي بگيريد"
  سلسله اول از مباحث "مسلمانان خطر منهج تکفییر را جدی بگیرید"

رد منهج تکفيريها توسط شيخ صالح فوزان حفظه الله تعالی در گفتگو با روزنامه عکاظ

و

 نقش علماء، مساجد و تعليم ،در به اعتدال كشاندن آنها[1]

 

مقابله شيخ صالح بن فوزان بن عبدالله فوزان عضو هيئت كبار علماء با نويسنده معروف استاد عبدالله ابو سمح كه در مقاله خويش تحت عنوان ( المطلوب اولا) در روز سه شنبه 8/10/1424ه.ق در عكاظ منتشر شده، مي باشد. حول محور بحث وي اشاره بر اين دارد  كه منهج فكري و تعليمي ما در بر گيرنده انديشه تكفير مي باشد. فوزان در بيان ردش بر ابو سمح بر اين نكته تأكيد دارد كه مرتكبين گناهان كبيره غير از شرك و كفر از اسلام خارج نمي گردند و اين منهج، با وي به مقابله برخواسته و از وي مي خواهد دليل خويش را بيان دارد. فوزان در خاتمه ردش بر گروه ارهابيون(تروريستها) اظهار مي دارد كه آنان از مجتمع معتدل و علماء، مساجد و چهار چوب تعليم گريزان شده اند.

آنچه مي خوانيد مشروح رد فوزان بر ابو سمح مي باشد:

الحمد لله والصلاة والسلام نبينا محمد و علي آله و اصحابه. و من تمسك بسنته و اهتدي بهداه. وبعد:

استاد عبدلله ابو سمح (هداه الله) با انتشار مقالات كوتاهي روي سخن را متوجه برخي از اهل خير نموده و آنان را متهم به غلو، تندروي نموده كه كاملاً از اين اتهام مبري مي باشند. چرا كه اهل خير(يعني كسانيكه او آنان را در اين مقاله متهم به تندروي نموده است) همواره طلايه‌داران نصيحت و خيرخواهي و دلسوزي براي برادرانشان هستند. حال كسانيكه به خيرخواهي مزين گشته اند اگر خلاف آن اثبات شود ديگر از خيرخواهان نمي باشند. و ابوسمح(هداه الله) از اين فرموده رسول صلی الله علیه وسلم غافل است كه مي فرمايد:¯ما من مسلم يقول لاخيه يا كافر، يا فاسق، يا عدوالله، يا خبيث، و هو ليس كذالك الا حار عليه¯«اگر مسلماني به برادرش بگويد: اي كافر، اي فاسق، اي دشمن خدا، اي ناپاك، و اين صفات در وي نباشد گناه آن به سوي شخص گوينده برمي گردد.» آنچه ابوسمح در مجله عكاظ شماره13611 روز سه شنبه8/10/1424 ه.ق تحت عنوان (المطلوب اولا) منتشر نموده آمده است: بايستي كليه مناهج تعليمي را از انديشه تكفير پاك نموده و دنيا و جامعه انساني را به سوي سرشت و انديشه هاي پاك هدايت نمود.

در پاسخ از استاد ابوسمح مي خواهيم كه برايمان مشخص كند در منهج تعليم و تربيتي ما چه مواردي از فكر تكفير موجود است جز اينكه قصد ايشان اين باشد كه فردي هر كاري انجام دهد و هر عقيده اي اعم از شرك و كفر و الحاد داشته باشد حكم كفر در موردش صادر نشود.  در پاسخ استاد ابوسمح را به مقابله فرامي خوانم كه چرا وي منهج  و روش تعليمي ما را به عنوان فكر تكفير معرفي مي نمايد، منظورش اين است كه هيچكس را با انجام دادن هر كاري كه او هراعتقادي اعم از كفر، شرك و الحاد داشت كافر ندانيم.

حال آنكه خدا آنان را كافر دانسته وآتش دوزخ  را براي آنان مهيا نموده است. و اين موضوع  در كتاب و سنت رسولش و اجماع مسلمين بيان شده است. هر كس غير خدا را پرستش نمايد و به الله و رسولش كفر ورزد و يا مرتكب يكي از نواقص اسلام گردد كافر بوده و چنانچه قبل از مرگش توبه نكند در آتش دوزخ براي هميشه مي ماند. خداوند مي فرمايد*وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآَخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ &[2]«و كساني از شما كه از دين خود بر گردند و در حال كفر بميرند آنان كردارهايشان در دنيا و آخرت تباه مي شود و آنان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود).

استاد ابوسمح در بيان مقاله اش در پي فراهم نمودن جهان و مجتمع انساني(دهكده جهاني) و نزديك گردانيدن قلبها و عقول مجتمع انساني به هم و متعهد نمودن معلمين به اسلامي كه پيام محبت و صلح و آشتي سر لوحه آن است، دعوت مي كند.

آيا استاد از ما مي خواهد كه كافران را دوست بداريم در حاليكه الله تعالي از آن نهي كرده است؟ آنجا كه مي فرمايد:* يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ &[3]«اي كساني كه ايمان آورده ايد دشمن من و دشمن خودتان را به دوستي مگيريد كه با آنها اظهار دوستي نماييد و حال آنكه قطعاً به آن حقيقت كه براي شما آمده كافرند»*لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآَخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آَبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ&[4]«قومي را نيابي كه به خدا و روز واپسين ايمان داشته باشند كساني را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده اند هر چند پدرانشان يا پسرانشان يا برادرانشان يا عشيره آنان  باشند، دوست بدارند در دل اينهاست كه ايمان را نوشته و آنها را با وحي(ياري دادن آنها در برابر كافران) از جانب خود تأييد كرده است».*يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ&[5] «اي كسانيكه ايمان آورده ايد يهود و نصاري را به دوستي نگيريد بعضي از آنان دوستان بعضي ديگرند و هركس از شما آنها را به دوستي بگيرد از آنان خواهد بود، خدا قوم ستمگران را هدايت نمي نمايد».آيات در اين باب زياد است.

ليكن در عين حال كه بر ما واجب است نسبت به كافران بغض و كينه داشته باشيم، الله تعالي ما را نهي نموده است كه به آنان ظلم نماييم و به ما فرمان مي دهد كه با آنان به عدالت رفتار كنيم. الله تعالي مي فرمايد:* وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآَنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا&[6] «و نبايد كينه توزي گروهي كه شما را از مسجدالحرام بازداشته اند شما را به تعدي و تجاوز وادارد». و همچنين مي فرمايد:*وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآَنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى&[7] «و نبايد دشمني گروهي، شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد، عدالت كنيد كه به تقوي نزديكتر است».

و همچنين الله تعالي به ما دستور مي دهد در باره كساني از آنان كه به ما نيكي مي كنند نيكي كنيم و با كسانيكه با ما جنگ نمي كنند و ما را از سرزمينمان بيرون ننموده اند نيز نيكي كنيم. *لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ&[8] «خداوند مانع شما نيست كه با كسانيكه در دين با شما نجنگيده و شما را از ديارتان بيرون نكرده اند به آنان نيكي كنيد و عدالت ورزيد زيرا خداوند دادگران را دوست مي دارد».همچنين الله تعالي به ما دستورمي دهد درباره عهدهايي كه با آنان بسته ايم و آنان با ما بسته اند، وفادار بمانيم.* إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ&[9] «مگر آن مشركاني كه با آنان پيمان بسته ايد و چيزي از شما فرو گذار نكرده و كسي را بر ضد شما پشتيباني ننموده اند پس پيمان ايشان را تا مدت شان تمام كنيد چرا كه خداوند پرهيزكاران را دوست دارد». رسول الله ه نيز قتل كافر معاهد(عهد كننده) را حرام نموده است. ¯مَنْ قَتَلَ مُعَاهَدًا لَمْ يَرِحْ رَائِحَةَ الْجَنَّةِ[10]¯«هر كس كافر معاهدي را بكشد بوي بهشت را استشمام نخواهد كرد».

اين برخورد ما با كافران در پرتو قرآن و سنت كه در برگيرنده حفظ دين و ذمه مسلمين ميباشد. همچنين براي مسلمانان جايز است كه معاملات خريد و فروش و تجارت مباح با كافران داشته باشند. الله تعالي استفاده از تجارب علمي كافران را براي ما مباح نموده است.

تمامي اين موارد بالا در حالي صورت مي گيرد كه ما در دل نسبت به آنها بغض و كينه داريم زيرا الله تعالي نسبت به آنها بغض دارد*فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكَافِرِينَ&[11] «خداوند يقيناً دشمن كافران است». *لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ& «دشمن و دشمن خودتان را به دوستي مگيريد».

جايز نيست مرز ميان آنچه كه الله تعالي مباح كرده با آنچه كه حرام نموده است در هم آميزيم بلكه بايد با تفصيل و بيان مشخص گردد.(از مباح بودن امري براي نفي حرام بودن موضوع ديگري استفاده نگردد و بلعكس).

استاد ابوسمح مي گويد: ما و آنان(مسلمان و غيرمسلمان) جانشينان خداوند در زمين هستيم براي آباداني آن و پي بردن به اسرار گيتي و آراستنش بدون اختلاف و دو دستگي.

در پاسخ عرض مي نمايم كه:

اولاً: لفظ جانشين خدا صحيح نمي باشد چرا كه الله تعالي جانشين ندارد چنانچه در بعضي در زمين به عنوان خليفه اشاره نموده است. همانگونه كه مي فرمايد* وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ&[12] «و شما را در زمين جانشين گردانيده است». اين معني خليفه است.(خليفه به كساني گفته ميشود كه بصورت زنجيروار پشت سر هم مي آيد).

ثانياً: تمام زمين از آن خداست به هر كس از بندگانش كه بخواهد عطا مي نمايد چنانچه الله تعالي از زبان سيدنا موسي چنين مي فرمايد:*إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ&[13] «زمين از آن خداست آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد مي دهد و فرجام‹نيك› براي پرهيزكاران است». و در جاي ديگر مي فرمايد:*وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ&[14] «در حقيقت در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد». و هنگامي كه مسيلمه كذاب به رسول‌صلی الله علیه وسلم گفت زمين نصفش از آن من و نصف ديگرش از آن توست. پيامبر فرمود.¯الْأَرْض لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ. ¯«زمين از آن خداست به هركه از بندگانش كه بخواهد عطا مي كند». در خصوص آباداني و عمارت زمين با فرمانبرداري و اطاعت از الله تعالي ميسر مي گردد. همانگونه كه الله تعالي مي فرمايد:* وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا&[15] «و در زمين پس از اصلاح آن فساد نكنيد».

استاد ابوسمح مي گويد: دين از آن خداست*ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ&[16] «آنگاه بازگشت آنان به سوي پروردگارشان خواهد بود و ايشان را از آنچه انجام مي دادند آگاه خواهد ساخت».

در جواب مي گوييم كه ظاهر اين كلام مي رساند كه تمام اديان حتي دين كفر و شرك از آن خداست و اين سخني باطل است زيرا كه دين خالص و پيراسته از شرك از آن خداست*أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ&[17] «آگاه باشيد كه دين خالص از آن خداست».*إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ&[18]«دين مقبول نزد الله اسلام است».*وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآَخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ&[19] «و هركس جز اسلام ديني انتخاب كند هرگز از وي پذيرفته نگردد و در آخرت از زيانكاران است». و تمام جن و انس پس از بعثت رسول صلی الله علیه وسلم مأمور به پيروي از وي مي باشند.* قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (31) قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ&[20] «اگر خدا را دوست داريد از من پيروي كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد و خداوند آمرزنده مهربان است. بگو خدا و پيامبر را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعاً خداوند كافران را دوست ندارد».الله تعالي به پيامبر مي فرمايد* قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا&[21] «اي مردم من پيامبر خدا به سوي همه شما هستم». و پيامبر ميفرمايد: ¯لايسمع بي يهودي و لانصراني ثم لايؤمن بالذي بعث به الا دخل النار¯«هيچ يهودي و نصراني بعد از بعثت من نيست كه پيام من به او رسيده باشد و به آنچه مبعوث شده ام مؤمن نباشد مگر اينكه داخل دوزخ مي گردد».الله تعالي از تمامي پيامبران عهد گرفته است كه به پيروانشان دستور دهند هنگاميكه محمد در ميانشان مبعوث گرديد حتماً از وي پيروي نمايند. الله تعالي مي فرمايد:* وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آَتَيْتُكُمْ مِنْ كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنْصُرُنَّهُ&[22] «و ياد كن هنگامي را كه خداوند از پيامبران پيمان گرفت كه هرگاه به شما كتاب و حكمتي دادند سپس شما را فرستاده اي آمد كه آنچه را با شماست تصديق كرد البته به او ايمان بياوريد و ياريش نماييد».

اما آنچه را كه ابوسمح بدان اشاره  نموده است كه شيوه تعليم و منهج ما در برگيرنده انديشه تكفير مي باشد از او مي خواهيم كه توضيح دهد كدام شيوه از شيوه هاي آموزشي ما در برگيرنده انديشه تكفير مي باشد، در خصوص آن او را به مقابله مي خوانيم. حال آنكه در برنامه و روش تعليميمان به شكرانه الله تعالي مرتكب گناه كبيره غير از كفر و شرك ماداميكه آن را حلال نداند از دين اسلام خارج نمي گردد.اگر آن شخص توبه ننمايد در اراده الله تعالي است يا او را عذاب مي دهد و يا او را مي بخشد  و اگر او را عذاب هم دهد در آتش دوزخ براي هميشه نمي ماند. همانگونه كه الله تعالي مي فرمايد*إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ&[23] «مسلماً خداوند شرك را نمي بخشد و سواي آن را براي هر كه بخواهد مي بخشد». پس كسي كه مرتكب گناه كبيره اي غير از كفر و شرك گردد مؤمن ضعيف الايمان يا مؤمني كه فاسق گشته بشمار مي آيد. اين منهچ اهل سنت  و جماعت ميباشد كه در برنامه هاي درسيمان گنجانده شده و تدريس مي گردد. ليكن من تصور مي كنم كه ابوسمح نسبت به آن بي اطلاع است و سخن به گزاف مي گويد.

در برنامه آموزشي ما تجاوز بر دين، جان، عقل، ناموس و مال حرام اعلام شده و آن تحت عنوان ضروريات پنجگانه نامگذاري شده است. زيرا الله تعالي تجاوز بر آنها را حرام نموده است و چهارچوب مشخصي براي حفاظت و پاسداري آن وضع نموده است و تمامي اين موارد در برنامه درسيمان آموزش داده مي شود و به خاطر آن الله تعالي را شكر مي نماييم.

در برنامه درسي ما واجب بودن قتال با اهل بغي، خوارج و راهزنان به خاطر حفظ امنيت و جلوگيري از تفرق كلمه و تأمين راهها تدريس مي گردد. الله تعالي مي فرمايد*إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآَخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ (33) إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ&[24] «سزاي كسانيكه با خدا و رسولش مي جنگند و در زمين به فساد مي كوشند، جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان بر خلاف جهت يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند، اين رسوايي آنها در دنياست و در آخرت عذابي بزرگ خواهند داشت مگر كسانيكه پيش از آنكه بر آنان دست يابند، توبه كرده باشند. پس بدانيد كه خداوند آمرزنده مهربان است». تمام اينها مقابله ما را با ترور و كسانيكه به امنيت جامعه اسلامي لطمه وارد مي كنند را نشان مي دهد. و تمامي اين موارد در برنامه درسيمان آموزش داده مي شود. پس چگونه گفته مي شود كه برنامه درسي ما تروريست پرورش مي دهد و انديشه تكفير را رواج مي دهد. در صورتيكه اين انديشه با اهل اسلام به مبارزه برخواسته و تفكرات آن را مورد هجوم قرار ميدهد. آيا ايراد چنين سخناني جز دروغ و افترا يا جهل به مضامين اين برنامه ها و روش ها چيز ديگري مي تواند باشد؟(منظور منهج اهل سنت و جماعت مي باشد).

منهج ما به مسلمانان آموزش مي دهد كه نسبت به اميران و واليانشان در غير معصيت الله تعالي سمع و طاعت داشته باشند و بر عليه آنان به قيام برنخيزند هر چند ظلم كنند(مگر ظلمي كه آنان را از دايره اسلام خارج كند) تا به اين فرموده الله تعالي عمل شود:*يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ&[25] «اي كسانيكه ايمان آورده ايد الله، رسول و اولي الامرش را اطاعت كنيد». و در راستاي عمل به حديث رسول صلی الله علیه وسلم كه به سمع و طاعت براي واليان امور مسلمين تشويق مي كند، حرام بودن قيام و خروج (مسلحانه) بر آنان هرچند كه اهل جور و ستم باشند در منهج ما آموزش داده مي شود. در شيوه آموزشي ما كشتن كسانيكه از اطاعت ولي امر سرباز زند روا بلكه بدان امر شده مي شود. ترور و تكفير با تمامي صور و اشكال آن حرام است. از دانشگاهها و مدارس ما نسلهاي ايماندار فارغ التحصيل ميگردند و علماء اهل ثقه بر اساس اين منهج كه منهج اهل سنت و جماعت مي باشد تحويل جامعه اسلامي داده شده اند.

اما اشخاص استثنائي كه حدود خدا را زير پا گذاشته و اقدام به عمليات ترور و تخريت زده‌اند بر اساس روش آموزشي سالم(اهل سنت و جماعت) پرورش نيافته بلكه بر اساس روشهاي منحرف كه از دشمنان اسلام و مسلمانان دريافت نموده اند تربيت شده اند و آنان دسته و گروهي هستند كه از مجتمع معتدل گريزانند و از تعليم و آموزش بدورند، حتي از مساجد و علماء هم گريزانند و چون علفي هرز روييده اند.

با اشكالي كه از مجتمعات منحرف دريافت نموده اند با پدران، مادران و نزديكانشان به دشمني برخواسته و با جامعه خويش نيز از در دشمني وارد شده اند و بر آنچه كه هستند شياطين جن و انس برايشان زيبا جلوه نموده اند. همانگونه كه الله تعالي مي فرمايد: *زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ&[26] «زشتي اعمالشان برايشان آراسته شده است و خداوند گروه كافران را هدايت نمي كند».

اين افراد به عنوان اهل دين، صلاح، استقامت و اعتدال به شمار نمي آيند و تنها اهل جهالت و گمراهي و كينه ورزي هستند.

در پايان سخن از استاد ابو سمح مي خواهم به نظر درست برگردد و در سخنانش اعتدال را رعايت نمايد و در نوشته هايش حق و حقيقت را مد نظر داشته باشد.

خداوند ما و ايشان را براي شناخت حق و عمل به آن توفيق دهد.

 

و صلي الله وسلم علي نبينا محمد.

 

 

 


 

[1] مجله عكاظ 9/12/2003

[2] بقره 217

[3] ممتحنه 1

[4] مجادله 22

[5] مائده 51

[6] مائده 2

[7] مائده 8

[8] ممتحنه 8

[9] توبه 4

[10] رواه بخاري

[11] بقره 98

[12] نمل 62

[13] اعراف 128

[14] انبياء 105

[15] اعراف 56

[16] انعام 108

[17] زمر 3

[18] آل عمران 19

[19] آل عمران 85

[20] آل عمران 31- 32

[21] اعراف 158

[22] آل عمران 81

[23] نساء 48

[24] مائده 33- 34

[25] نساء 59

[26] توبه 37