كتابها

  كتابها
08 - توحيد براى كودكان و نوجوانان
  توحيد براى خردسالان

توحيد براى  كودكان و نوجوانان

 

تأليف: دكتر عبدالعزيز بن محمد العبداللطيف

ترجمه أبي عبدالله: إسحاق بن عبدالله بن محمد الدبيري العوضي



 

توجيهات عامه

 

الحمد لله والصلاة على  رسول الله وآله وصحبه ومن والاه وبعد:

 

قبلاً كتابي بنام [خداشناسي براي خردسالان] تأليف كرديم، و چون بطور مختصر بود، اين كتاب كه شاملتر و دربرگيرنده تر بود، ترجمه كرديم تا كودكان و نوجوانان از آن بهتر بهره ببرند، زيرا كودك و نوجوان اگر خداي خود را از روي علم و دانش شناخت، در عبادت و چنگ زدن و تمسك به دين مبين اسلام كوشاتر و استوارتر خواهد بود.

به همين سبب اين كتاب را ترجمه كرديم و به فارسي زبانان جهان تقديم مى داريم.

از خداوند مسئلت داريم آنرا خالص براي رضا و خشنودي خود قرار دهد، و ما را در دنيا و آخرت اجر و پاداش نيك عطا فرمايد. آمين.

 

اسحق بن عبدالله دبيري

رياض سه شنبه شب: 24/7/1380هـ ش

29/7/1422هـ ق    16/11/2001م

 


 

لاَ إِلَهَ إِلاَّ الله.

هيچ معبودي بحق نيست مگر خداي يكتا.

مُحَمَّدٌ رَّسُوْلُ اللهِ.

محمد رسول و فرستاده خداست.

رَبِّيَ الله.

معبود من خداست.

أَنَا أَعْبُدُ رَبِّي.

من خدا را مى پرستم.

أَنَا أُحِبُّ رَبِّي.

من خدا را دوست دارم.

فهرست


 

سؤال و جواب در توحيد خردسالان(1)

 

س1 معبود تو كيست؟

ج: معبود من خداست.

س2: چه كسي تو را آفريده است؟

ج: خداوند من و تمامي مردم را آفريده است.

س3: چه كسي شب و روز و آفتاب و مهتاب را آفريده است؟

ج: خداوند شب و روز و آفتاب و مهتاب را آفريده است.

س4: چه كسي زميني كه ما بر روي آن راه مى رويم آفريده است؟

ج: خدا زميني كه ما بر روي آن راه مى رويم آفريده است.

س5: چه كسي درياها را آفريده، و رودها را جاري كرده است؟

ج: خدا درياها را آفريده و رودها را جاري كرده است.

س6: چه كسي باران را از آسمان فرود مى آورد؟

ج: خداوند باران را از آسمان فرود مى آورد.

س7: چه كسي درختها را آفريد و ميوه ها را از آن خارج نمود؟

ج: خداوند درختان را آفريد و ميوه ها را از آن خارج نمود. 


أَنَا أَعْبُدُ اللهَ.

من خدا را مى پرستم.

أَنَا أَحِبُّ اللهَ.

من خدا را دوست دارم.

اللهُ خَلَقَ النَّاسَ لِعِبَادَتِهِ وَطَاعَتِهِ.

خداوند مردم را براي عبادت و اطاعت از خود آفريده است.

عِبَادَةُ اللهِ وَطَاعَتُهُ وَاجِبَةٌ عَلَي جَمِيْعِ النَّاسِ.

عبادت خدا و طاعت او بر تمامي مردم واجب است.

فهرست


 

سؤال و جواب در توحيد خردسالان (2)

 

س1: دين تو چيست؟

ج: دين من اسلام است.

س2: اسلام يعني چه؟

ج: اسلام يعني يگانه پرستي و اطاعت از خدا و ترك آنچه مخالف امر اوست.

س3: اساس اسلام چيست؟

ج: اساس آن گواهي دادن به اينكه هيچ معبودي بحق نيست مگر خداي يكتا، و محمد (ص) فرستاده خداست.

س4: چرا ما وقتي اذان را مى شنويم همه بسوي نماز برمى خيزيم.

ج: چون نماز ركني از اركان اسلام است، و انسان مسلمان نخواهد بود مگر با اداي نماز.

س5: پيامبري كه خدا او را بسوي ما فرستاد كيست؟

ج: محمد (ص) پيامبري است كه خدا او را بسوي ما فرستاد.

س6: چرا خداوند محمد (ص) را بسوي تمامي مردم فرستاد؟

ج: خداوند او را فرستاد تا اينكه دين اسلام را به مردم بياموزد.

س7: محمد (ص) به چه چيز دعوت مى كند؟

ج: محمد (ص) به عبادت خداي يكتا و ترك عبادت غير از خدا دعوت مى كند.


رَضِيْتُ بِاللهِ رَبًّا وَبِاْلإِسْلاَمِ دِيْنًا وَبِمُحَمَّدٍ (ص) رَسُوْلاً وَنَبِيًّا.

به پروردگاري خدا، و ديانت اسلام، و پيامبري محمد (ص) خشنودم.

 

فهرست


 

بر ما واجب است سه اصل و قاعده اسلام را بشناسيم: شناخت خداوند متعال، و دين اسلام، و رسول الله (ص).

 

اصل و قاعده اول: شناخت خدا:

 

1 ـ معبود من خداوندي است كه آفريننده و مالك و مدبر همه چيز است، چنانكه مى فرمايد: اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى  كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ [الزمر:آية 62].

[خداوند آفريننده همه چيزهاست].

2 ـ معبودم را با نشانه ها و دلايل و مخلوقات او مى شناسم، خداوند مى فرمايد: وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ [فصلت:آية 37]

[و از جمله نشانه هاي خدا خلقت شب و روز و خورشيد و ماه است].

3 ـ خــدا او معبـود مستحـق بـه عبـادت است، او يكتاست وهيچ شريكي ندارد، چنان كه مى فرمايد: يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ [البقره: آية 21].

[اي مردم خدايي را بپرستيد كه آفريننده شما، وآنانى كه پيش از شما بودند، باشد، تا اين كه پرهيزگار شويد].

س1: چرا خداوند تو را آفريد؟

ج: مرا آفريد تا او را عبادت كنم، همان طور كه مى فرمايد: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ [الذاريات:آية 56].

جن انس را نيافريدم مگر براي عبادت كردن من].

س2: عبادت او چيست؟

ج: عبادت او يگانه (يكتا) دانستن او و اطاعت از اوست.

س3: لا إله إلاَّ الله يعني چه؟

ج: يعني هيچ معبودي بحق نيست مگر خداي يكتا.

 

اصل و قاعده دوم: شناخت دين:

 

1 ـ اسلام يعنى : يگانه دانستن خدا، و طاعت از او، و ترك آنچه مخالف امر اوست، چنان كه مى فرمايد: وَمَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لله وَهُوَ مُحْسِنٌ واتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً وَاتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلاً [النساء:آية 125].

[و كدام دين بهتر از آن است كه مردم خود را تسليم حكم خدا نموده، (و سر زير بار فرمان خدا آورند) و هم نيكوكار باشند].

2 ـ اسلام ديني است كه خدا به آن براي همه مردم راضي و خشنود شده است، خداوند مى فرمايد: وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِيناً [مائده:آية 3].

[و بهترين آيين كه اسلام است برايتان برگزيدم].

3 ـ اسلام دين خير، و خوبى ، و سعادت، و سرور است، خداوند مى فرمايد: بَلَى  مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ [البقره:آية 112].

[آري هر كسي كه نيكوكارانه روي دل به سوي خدا نهد، او پاداش خود را نزد پروردگارش دارد، و نه بيمي بر آنان است، و نبايد آنان اندوهگين شوند].

 

س1: اركان اسلام چند تا و چيست؟

ج: اركان اسلام پنج تا است كه عبارتند از:

1 ـ گواهي دادن كه خدايي بحق نيست مگر خداي يكتا، و محمد (ص) فرستاده اوست.

2 ـ به جا آوردن نماز.

3 ـ دادن زكات.

4 ـ روزه ماه (مبارك) رمضان.

5 ـ حج خانه خدا با وجود استطاعت.

 

اصل و قاعده سوم: شناخت پيامبر (ص):

 

1 ـ پيامبر من محمد بن عبدالله (ص) است.

2 ـ خداوند محمد (ص) را به سوي تمامي مردم فرستاده تا دين اسلام را به آنها بياموزد.

3 ـ طاعت پيامبر (ص) بر من واجب است، خداوند مى فرمايد:

وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ  [الحشر:آية 7].

[و آنچه رسول به شما دستور داد، بگيريد، و هر چه نهي كند واگذاريد].

فهرست


 

اصول عقيده ما سه چيز است:

 

شناخت خدا، و دين، و پيامبر.

 

اصل اول: شناخت خداوند سبحان:

 

1 ـ خداي ما خالق آسمان ها و زمين است، چنان كه مى فرمايد: إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ [الأعراف:آية 54].

[پروردگار شما خدايي است كه آسمان ها و زمين را آفريد].

2 ـ خداوند انسان را آفريد، و او را در چهره اي خوب آفريد،و مى فرمايد: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ  [التين:آية 4].

[ما انسان را در بهترين رخسار آفريديم].

3 ـ خداوند مدبر همه چيزهاست،و مى فرمايد: يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى  الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ [السجده:آية 5].

[خدا امر جهان را به بهترين و كاملترين نظم از آسمانها و زمين تدبير مى كند].

4 ـ خداوند جن و انس را آفريد تا او را عبادت كنند، همان طوري كه مى فرمايد: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ [الذاريات:آية 56].

[جن و انس را نيافريدم مگر براي عبادت خود].

5 ـ خداوند به ما امر كرد تا به طاغوت كفر ورزيم، و به او ايمان آوريم، و مى فرمايد: لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى َ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ [البقره:آية 256].

[پس هر كس از راه كفر (و سركشى ) برگردد، و به راه ايمان (و پرستش) خدا روي آورد، بر رشته محكم (و استوارى ) چنگ زده است].

6 ـ عروه الوثقي (ريسمان ناگسستنى ) لا إله إلاَّ الله است، يعني: هيچ معبودي بحق نيست مگر خداي يكتا.

  

 اصل وقاعده دوم: شناخت دين اسلام:

 

1 ـ دين ما دين اسلام است، و خداوند غير از آن از هيچ كس دين ديگري را نمى پذيرد، چنانكه مى فرمايد: وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِيناً فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ [آل عمران:آية 85].

[هر كس غير از اسلام ديني ديگر اختيار كند، (هرگز) از وي پذيرفته نمى شود].

2 ـ مراتب دين اسلامي سه چيز است:

اسلام، ايمان، احسان(نيكي).

3 ـ اسلام يعني: تسليم خداوند يگانه شدن، و به طاعت او گردن نهادن، و دوري از شرك و اهل آن.

4 ـ ايمان: ايمان آوردن به خدا، و فرشتگان خدا، و كتابهاي خدا، و پيامبران خدا، و روز آخرت، و قضا و قدرو خير و شر آن.

5 ـ احسان: پرستش خدا چنان كه او را مى بيني، و اگر تو او را نمى بيني يقين بدار كه او تو را مى بيند.

 

اصل و قاعده سوم: شناخت پيامبرمان محمد (ص):

 

1 ـ او محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب الهاشمي القرشي بهترين پيامبران و خاتم انبياست.

2 ـ پيامبرمان اين دين را به ما رساند و ما را به هر عمل و كردار نيك امر فرمود، و از هر شر و بدي ما را نهي كرد.

3 ـ پيروي از پيامبرمان و دنباله روي او بر ما واجب است، خداوند مى فرمايد: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً [الأحزاب:آية 21].

[به راستي براي شما (مسلمانان)، رسول خدا (ص) سرمشقي نيكوست].

4 ـ تقديم محبت پيامبر بر محبت مادران و پدران و تمامي مردم بر ما واجب است، رسول الله (ص) مى فرمايد: ((لاَ يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّي أَكُوْنَ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ وَالِدِهِ وَوَلَدِهِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِيْنَ)). بخاري و مسلم.

ايمان هيچ يك از شما كامل نمى شود تا اينكه من نزد او از پدر و فرزند و تمامي مردم محبوبتر باشم.

و محبت او، پيروي از او، و انجام فرمان اوست.

أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ.

گواهي مى دهم كه خدايي بحق نيست مگر خداي يكتا.

وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ.

و گواهي مى دهم كه محمد (ص) رسول خداست.

1 ـ معناي شهادت أن لا إله إلاَّ الله: معبودي بحق نيست مگر خداي يكتا.

2 ـ عبادت: عبادت شامل تمام آن سخنان و كارهايي است كه خداوند آن را دوست دارد.

3 ـ عبادت انواع زيادي دارد كه بعضي از آن عبارتند از:

دعا، ترس، توكل، نماز، ذكر، فرمان پدر و مادر، و غير از اين ها.

دليل دعا: خداوند مى فرمايد: وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ [غافر:آية 60] .

[پروردگارتان گفت: مرا (به دعا) بخوانيد تا برايتان اجابت كنم، آنان كه از عبادت من كبر مى ورزند با خواري به جهنم در مى آيند].

و دليل ترس: خداوند مى فرمايد: إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ [آل عمران:آية 175].

[پس اگر مؤمن هستيد از آنان (شياطين) مترسيد، و از من بترسيد].

و دليل توكل: خداوند مى فرمايد: قَالَ رَجُلاَنِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُواْ عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى  اللّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ  [المائده:آية 23].

[و اگر مؤمنين هستيد (بايد كه) بر خدا توكل كنيد].

و دليل نماز: خداوند مى فرمايد: مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ [الروم:آية 31].

[و نماز بگذاريد و از مشركان نباشيد].

و دليل ذكر: خداوند مى فرمايد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً [الأحزاب:آية 41].

[اي مؤمنان، خداوند را به ياد كردن بسيار، ياد (و ذكر) كنيد].

و دليل فرمان پدر و مادر: خداوند مى فرمايد: ‏ وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَاناً [الأحقاف: آية 15].

[و به انسان در باره پدر و مادرش به نيكوكاري سفارش كرده ايم].

4 ـ انجام تمامي عبادت ها براي خداست، پس هر كس چيزي از اين عبادت ها براي غير از خدا انجام دهد كافر است، و خداوند مى فرمايد: وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ [المؤمنون: آية 117].

[و هر كس با خداوند معبود ديگري را (به نيايش) بخواند كه هيچ دليلي به (حقانيت) آن ندارد، جز اين نيست كه حسابش نزد پروردگارش است، بى گمان كافران رستگار نمى شوند].

5 ـ خداوند جن و انس را آفريد تا فقط او را پرستش كنند، چنان كه مى فرمايد: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ [الذاريات:آية 56].

[جن و انس را نيافريدم مگر براي آنكه مرا بندگي كنند].

6 ـ كسي كه فقط خدا را به طور يقين پرستش كند سعادتي عظيم و سروري بزرگ و زندگي خوب خواهد يافت، خداوند مى فرمايد: مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى  وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ [النحل:آية 97].

[هر كس در حالي كه مؤمن است كار شايسته انجام دهد، مرد باشد يا زن، او را به زندگانى اي پاك زنده مى داريم].

1 ـ معناي شهادت أنَّ محمداً رسول الله: تصديق او از آنچه به ما خبر داده، و طاعت او در آنچه امر فرموده، و اجتناب و دوري از آنچه از آن نهي كرده، و اين كه خدا پرستش نشود مگر به آنچه شرع كرده است.

2 ـ نام پيامبر ما: محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب الهاشمي القرشي، او بهترين نسب در عرب دارد.

3 ـ خداوند محمد (ص) را براي همه مردم فرستاده است، و طاعت او را بر همه مردم واجب نموده است، خداوند مى فرمايد: قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً [الأعراف:آية 158].

[بگو اي مردم، من فرستاده خداوند به سوي همه شما هستم].

4 ـ پيامبر (ص) در مكه مكرمه زندگي كرد و به توحيد و پرستش خداي يكتا دعوت نمود، سپس به مدينه منوره هجرت فرمود، و به بقيه احكام دين اسلام مانند زكات و روزه و جهاد و غير از اين ها امر فرمود.

و در مدينه در حالي كه (63) شصد و سه سال داشت از دنيا رحلت فرمود.

5 ـ هر كس با اوامر پيامبر (ص) مخالفت كند مستحق عذاب شديد است، خداوند مى فرمايد: لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاء بَعْضِكُم بَعْضاً قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمْ لِوَاذاً فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ [النور:آية 63].

[پس بايد آنان كه بر خلاف فرمان او رفتار مى كنند بر حذر باشند كه بلايي به آنان برسد، يا عذابي دردناك گريبان گيرشان شود].

6 ـ هر كس از پيـامبر (ص) اطاعت كند سعادت كامل و پيروزي بزرگ نصيب او خواهد شد، خـداوند مى فرمايدوَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ [آل عمران:آية 132].

[و از خداوند و رسول (او) فرمان بريد، باشد كه مشمول رحمت قرار گيريد].

و هم چنين مى فرمايد: وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا [النور:آية 54].

[و اگر از او فرمان بريد، راه خواهيد يافت]. 

 

فهرست


 

انواع توحيد:

 

توحيد يعني چه؟

يكتا دانستن خدا در ربوبيت و الوهيت و كامل بودن اسماء و صفات خدا را توحيد گويند.

توحيد بر سه نوع تقسيم مى شود:

توحيد ربوبيت، توحيد الوهيت، توحيد اسماء و صفات.

1 ـ توحيد ربوبيت: عبارت است از توحيد افعال خدا: يعني معتقد بودن به اين كه همه چيز مانند: آفريدن، روزي دادن، تدبير امور كردن، زنده كردن، ميراندن، و مانند آن از جانب خداست.

و هيچ آفريننده اي نيست مگر خدا، چنان كه مى فرمايد: اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ  [الزمر:آية 62].

[خداوند آفريننده همه چيز است].

و روزي دهنده اي نيست مگر خدا،همان طوري كه مى فرمايد: وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى  اللّهِ رِزْقُهَا [هود:آية 6].

[و هيچ جنبنده اي در زمين نيست مگر آن كه روزى اش بر (عهده) خداوند است].

و هيچ كس تدبير امور خلايق را نمى كند مگر خدا، و مى فرمايد: يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى  الْأَرْضِ  [السجده:آية 5].

[كار (هستى ) را از آسمان (گرفته) تا زمين تدبير مى كند].

و هيچ كس زنده نمى كند، و نمى ميراند مگر خدا، چنان كه مى فرمايد: هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ [يونس:آية 56].

[او زنده مى كند و مى ميراند، و به سوي او بازگردانده مى شويد].

به اين توحيد كفار قريش در زمان رسول الله (ص) اعتراف كردند، ولي با اين حال اين اعترافشان آنان را به دين اسلام وارد ننمود، چنان كه خداوند مى فرمايد: وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ [لقمان:آية 25].

[و اگر از آنان بپرسي چه كسي آسمان ها و زمين را آفريد،به يقين گويند: خداوند].

2 ـ توحيد الوهيت عبارت است از: توحيد افعال و اعمال بندگان خدا كه به آن امر شده اند، و تمامي عبادت ها كه بندگان انجام مى دهند براي خداي يكتاست كه شريكي ندارد، مانند: دعا، ترس، توكل، يارى ، مدد، و غير از اين ها.

يا مى گوييم: (توحيد خداي متعال است كه افعال و اعمال بندگان را بيان مى كند).

غير از خدا كسي ديگر را نمى خوانيم، و مى فرمايد: وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ [غافر: آية 60].

[و پروردگارتان گفت: مرا (به دعا) بخوانيد تا برايتان اجابت كنم].

و غير از خدا كسي ديگر را نمى پرستيم، همان طوري كه مى فرمايد: إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ [آل عمران:آية 175].

[پس اگر ايمان داريد، از آنان (اولياي شيطان) مترسيد و از من بترسيد].

به جز خدا بر كسي ديگر توكل نمى كنيم، و خدا مى فرمايد: وَعَلَى  اللّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ [المائده:آية 23].

[و اگر مؤمن هستيد (بايد كه) بر خدا توكل كنيد].

و غير از خدا از كسي ديگر ياري نمى طلبيم، همان طوري كه مى فرمايد: إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ [الفاتحه:آية 5].

[تنها تو را بندگي مى كنيم، و تنها از تو ياري مى جوييم].

از كسي غير از خدا مدد نمى خواهيم، چنان كه مى فرمايد: قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ [الناس:آية 1].

[بگو: به پروردگار مردم پناه مى برم].

اين توحيد است كه پيامبران آن را آورده اند، خداوند مى فرمايد: وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ [النحل:آية 36].

[به يقين در (ميان) هر امتي رسولي برانگيختيم، (با اين دعوت) كه: خداوند را بندگي كنيد و از طاغوت بپرهيزيد].

و اين توحيدي است كه كفار در زمان قديم و جديد آن را انكار كرده اند، و مى فرمايد: أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهاً وَاحِداً إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ [ص:آية 5].

[آيا (همه) معبودان را يك معبود قرار داده است؟ بى گمان اين چيزي شگفت است].

3 ـ توحيد اسماء و صفات: ايمان آوردن به آنچه در قرآن كريم از احاديث صحيح نبوي از اسماء و صفات خدا آمده وآن را به خود توصيف نموده، يا رسول او به طور حقيقت خدا را توصيف فرموده است، و اسما الله بسيار است كه بعضي از آن عبارتند از: بخشنده، شنوا، بينا، عزيز، حكيم (داراي حكمت) . خداوند مى فرمايد: لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ [الشورى :آية 11].

[چيزي مانند او نيست، و او شنواي بيناست].

  

فهرست


 

صفت كاميابان ورستگاران:

 

خداوند مى فرمايد: وَالْعَصْرِ {1} إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ {2} إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ {3}‏ [العصر:آيات 1-3].

[سوگند به زمان، كه انسان در زيانكاري است، مگر آنان كه ايمان آورده و كردار شايسته كرده اند و همديگر را به حق سفارش، و همديگر را به شكيبايي توصيه كرده اند].

خداوند به زمان سوگند خورد كه انسان در زيان و هلاكت است، مگر كسي كه چهار صفت را داشته باشد:

1 ـ ايمان: شناخت خدا و پيامبر خدا و دين اسلام را ايمان گويند.

2 ـ عمل صالح: مانند نماز و زكات و روزه و راستگويي و فرمان پدر و مادر.

3 ـ سفارش به حق: دعوت به سوي ايمان و عمل صالح و تشويق در آن.

4 ـ سفارش به صبر: صبر و شكيبايي بر فعل طاعت، و صبر هنگام وقوع مصيبت ها و بلاها.

 

فهرست


 

آنچه با توحيد منافات و مخالف است:

 

1 ـ اولين چيزي كه خداوند بر بندگان خودواجب كرد، ايمان به خدا و كفر به طاغوت است، خداوند مى فرمايد: وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ [النحل:آية 36].

[به يقين در (ميان) هر امتي رسولي برانگيختيم، (با اين دعوت) كه: خداوند را بندگي كنيد و از طاغوت بپرهيزيد].

2 ـ معناي طاغوت: هر چيز و هر كس كه به غير از خدا عبادت شود، و او به آن عبادت راضي باشد.

3 ـ چگونگي كفر به طاغوت: معتقد بودن به اين كه عبادت غير از خدا باطل است، و ترك آن و بغض آن، و كسي كه چنين مى كند او را كافر دانستن و با او دشمني كردن.

4 ـ شرك ضد توحيد است: پس توحيد يگانه دانستن خدا در عبادت، و شرك انجام يكي از عبادتها براي غير از خدا، مانند اين كه غير از خدا را بخواند، يا اين كه براي غير از خدا سجده كند.

5 ـ شرك بزرگترين و عظيم ترين گناهان است، خداوند مى فرمايد: إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيداً [النساء:آية 116].

[خداوند نمى بخشد كه به او شرك آورده شود، و جز آن را(شرك) براي هركس كه بخواهد، مى آمرزد].

شرك تمامي طاعت ها را باطل كرده موجب ماندن در آتش جهنم و عدم دخول بهشت مى شود، خداوند مى فرمايد: وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ [الأنعام:آية 88].

[و اگر شرك مى ورزيدند، آنچه را كه كرده بودند، از (نامه اعمال) آنان زدوده مى شد].

و مى فرمايد: إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ [المائده:آية 72].

[بى گمان كسي كه به خداوند شرك آورد، خداوند بهشت را بر او حرام مى گرداند و جايگاهش آتش (دوزخ) است].

6 ـ كفر با توحيد منافات دارد، پس كفر سخنان و كارهاي است كه انجام دهنده آن را، از توحيد و ايمان خارج مى كند.

و مثال كفر: مسخره كردن به خدا، يا به آيات قرآن، يا به رســول الله (ص)، همان طوري كه خـداوند مى فرمايد: وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ {65} لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِن نَّعْفُ عَن طَآئِفَةٍ مِّنكُمْ نُعَذِّبْ طَآئِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُواْ مُجْرِمِينَ [التوبه:آيات 65،66].

[بگو: آيا به خدا، و آيات او، و رسولش ريشخند مى كرديد؟ عذر نياوريد، به راستي كه پس از ايمانتان، كفر پيشه كرديد].

7 ـ نفاق با توحيد منافات دارد، پس نفاق: اظهار كردن توحيد و ايمان براي مردم، و پنهان كردن شرك و كفر در قلب و دل خود است.

مثال نفاق: آن كه با زبان به خدا ايمان آورد و كفر را پنهان نمايد، چنان كه خداوند مى فرمايد: وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ [البقره:آية 8].

[و از مردم كساني هستند كه مى گويند: به خدا و به روز بازپسين ايمان آورده ايم، حال آن كه مؤمن نيستند].

يعني با زبانشان مى گويند ما به خدا ايمان آورديم، ولي درحقيقت با قلب و دل خود مؤمن نيستند.

 

فهرست


 

ايمان به روز آخرت

 

معناي ايمان به روز آخرت: ايمان راسخ و بدون ترديد به وقوع آن روز است.

پس هر يك از ما ايمان مى آورد كه خداوند مردم را از قبرها حشر مى كند سپس كارهاي آنان را محاسبه مى كند، و مطابق با كارهايشان آنها را مجازات مى كند، تا آنكه اهل بهشت در منازل خود، و اهل دوزخ در منازل خود مستقر شوند.

و ايمان به روز آخرت يكي از اركان ايمان است كه بدون آن ايمان شخص كامل نمى شود.

و ايمان به روز آخرت شامل سه چيز است:

1 ـ ايمان به برانگيختن و حشر:

آن هم زنده شدن مردگان از قبرهاى شان و برگشتن روح به اجساد، پس مردم براي خدا برمى خيزند، سپس آنها را در يك جا جمع مى كند، در حاليكه برهنه و چيزي در پا ندارند، و عريان و چيزي در تن ندارند، و ختنه نشده اند.

دليل برانگيختن، خداوند مى فرمايد: ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذَلِكَ لَمَيِّتُونَ {15} ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تُبْعَثُونَ {16} [المؤمنون:آيات 15-16].

[سپس شما پس از اين خواهيد مرد، آنگاه قطعاً شما روز قيامت برانگيخته شويد].

و دليل حشر، رسول الله (ص) مى فرمايد: ((يحشرُ النَّاسُ يَوْمَ القِيَامَةِ حُفَاةً عُرَاةً غُرْلاً)). متفق عليه.

روز قيامت مردم در حالي كه پابرهنه و عريان و ختنه نشده اند حشر مى شوند.

2 ـ ايمان به حساب و ترازوي اعمال:

خداوند مردم را مطابق با اعمالي كه در دنيا انجام داده اند مى سنجد، پس هر كس از اهل توحيد و فرمانبردار خدا و رسول خدا بود، حساب او آسان است.

و هر كس از اهل شرك و معصيت بود، حساب او دشوار است.

و اعمال را در ترازوي عظيمي وزن مى كنند، حسنات و نيكى ها در يك كفه ترازو، و گناهان در كفه ديگر گذاشته مى شود، و هر كس حسنات و نيكى هايش بر گناهانش برتري گرفته و سنگين تر شد، او از اهل بهشت است، و هر كس گناهانش بر نيكى هايش برتري گرفت، او از اهل آتش است.

و دليل حساب، خداوند مى فرمايد: فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ {7} فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَاباً يَسِيراً {8} وَيَنقَلِبُ إِلَى  أَهْلِهِ مَسْرُوراً {9} وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِ {10} فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُوراً {11} وَيَصْلَى  سَعِيراً {12} [الانشقاق:آيه هاي 7-12].

[پس اما كسى كه نامه (كردارش) به دست راستش داده شود، (به زودى ) به حسابي آسان محاسبه مى شود. و شادمان به سوي خانواده اش برمى گردد. و اما كسى كه نامه (كردارش) از پشت سر به او داده شود. نابودي را خواهد طلبيد. و به دوزخ در مى آيد].

و دليل ترازوي اعمال خداوند مى فرمايد: وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَكَفَى  بِنَا حَاسِبِينَ [الأنبياء: آية 47].

[و در روز قيامت ترازوهاي عدل را در ميان نهيم، و كسي هيچ ستمي نبيند، و اگر (عمل نيك و بد هر شخص) هم وزن دانه خردلي باشد، حساب مى آوريم، و ما حسابرسي را كفايت مى كنيم].

 

3 ـ بهشت و دوزخ:

بهشت خانه هميشگي است، خداوند آن را براي مؤمنان متقي و مطيع خدا و رسولش آماده كرده است، در آن تمامي انواع نعمت هاي دايمي از خوردنى ها و آشاميدنى ها و پوشيدنى ها و تمامي انواع دوستداشتنى ها وجود دارد.

ولي دوزخ خانه عذاب هميشگي است، خداوند آن را براي كافراني كه به خدا كافر شدند و رسولش را معصيت كردند آماده ساخته است، در آن انواع عذاب و دردها و عقوبت ها كه به فكر نمى آيد وجود دارد.

دليل بهشت خداوند مى فرمايد: وَسَارِعُواْ إِلَى  مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ [آل عمران:آية 133].

[و به سوي آمرزشي از (جانب) پروردگارتان و بهشتي كه پهنايش (هم چون) آسمان ها و زمين است (و) براي پرهيزگاران فراهم ديده شده است، بشتابيد].

هم چنين مى فرمايد: فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ [السجده:آية 17].

[پس هيچ كس نمى داند كه از آنچه مايه روشني چشم است، چه چيزي برايشان نهان داشته شده است، به (پاس) آنچه مى كردند (پاداش يافتند)].

اما دليل دوزخ خداوند مى فرمايد: فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ [البقره:آية 24].

[پس از آتشي بپرهيزيد كه هيزمش مردم و سنگها خواهند بود. و براي كافران آماده شده است].

و هم چنين مى فرمايد: إِنَّ لَدَيْنَا أَنكَالاً وَجَحِيماً {12} وَطَعَاماً ذَا غُصَّةٍ وَعَذَاباً أَلِيماً {13} [المزمل:آيات 12-13].

[بى گمان نزد ما غل و زنجير و عذاب و آتش دوزخ افروخته هست. و خوراكي گلوگير و عذابي دردناك].

خدايا ما از تو بهشت و آنچه به آن نزديك مى كند از قول و عمل مى خواهيم، و از دوزخ و آنچه ما را به آن از قول و عمل نزديك مى كند به تو پناه مى بريم.

فهرست


 

مقدمه اي در عقيده اسلامي و اهميت آن.

 

دين اسلامي عقيده و شريعت است.

اما عقيده و مقصود آن: اموري كه نفس به آن تصديق مى كند و قلب به آن اطمينان پيدا مى كند، و آن به طور يقين خواهد بود كه هيچ شك و ترديدي در آن نيست.

شريعت: يعني انجام كارهايي كه اسلام به آن دعوت كرده است مانند: نماز و زكات و روزه و فرمان پدر و مادر و غير از اين ها.

اساس عقيده اسلامي عبارتند از: ايمان به خدا، و فرشتگان و كتاب هاي خدا، و پيامبران خدا و روز آخرت و ايمان به قضا و قدر و خير و شر آن.

و دليل بر آن خداوند مى فرمايد:

لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَـكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ [البقره:آية 177].

[آن كه روى هايتان را به مشرق و مغرب آريد، نيكي نيست، بلكه نيكوكار كسي است كه به خدا و روز قيامت و فرشتگان و كتاب و پيامبران ايمان آورد].

و دليل بر قضا و قدر، خداوند مى فرمايد: إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ {49}‏ وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ {50} [القمر: آية 49-50].

[بى گمان ما هر چيزي را به اندازه مقرر آفريده ايم. و حكم ما مانند چشم به هم زدني جز يك كلمه نيست].

و رسول اكرم (ص) مى فرمايد: ((الإيْمَانُ أَنْ تُؤْمِنَ باِللهِ وَمَلاَئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَتُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ خَيْرِهِ وَشَرِّهِ)). مسلم.

ايمان عبارت است از اين كه: به خدا و فرشتگان خدا و كتاب ها و فرستادگان خدا و روز قيامت و به سرنوشت وخير و شر آن ايمان بياورى .

 

فهرست


 

اهميت عقيده اسلامى

 

اهميت عقيده اسلامي از انجام امور بسياري آشكار مى شود كه بعضي از آن ها عبارتند از:

1 ـ حاجت ما به اين عقيده بيشتر از حاجت هر چيز ديگري است، و ضرورت ما به اين عقيده نيز بيشتر از همه ضرورت هاست، زيرا هيچ سعادت براي قلب ها و هيچ نعمت و سروري نيست مگر به اين كه خدا و آفريننده دل ها را پرستش كرد.

2 ـ عقيـده اسـلامـي عظيم ترين واجبات و مسلّم ترين آن هاست، به همين سبب آن اولين چيزي است كه مردم به آن مطالبه و درخواست مى شوند، چنان كه رسول الله (ص) مى فرمايد: ((أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتّي يَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهَ وَأَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ)). متفق عليه.

به من امر شد تا با مردم بجنگم تا اين كه گواهي دهند كه هيچ معبودي به حق جز خداي يكتا نيست و محمد (ص) فرستاده خداست.

3 ـ اين كه عقيده اسلامي يگانه و تنها عقيده اي است كه امن و استقرار و سعادت و سرور را محقق مى سازد، چنان كه خداوند مى فرمايد: بَلَى  مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ [البقره:آية 112].

[آرى ، هر كسي كه نيكوكارانه روي دل به سوي خدا نهد، او پاداش خود را در نزد پروردگارش دارد، و نه بيمي بر آنان است، و نه آنان اندوهگين شوند].

چنان كه عقيده اسلامي تنها عقيده اي است كه تندرستي و عافيت و ناز و نعمت رامحقق مى سازد، خداوند مى فرمايد: وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى  آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَـكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ [الأعراف:آية 96].

[و اگر اهل (آن) شهرها ايمان مى آوردند و پروا داشتند، قطعاً از آسمان و زمين (درِ) بركت هايي را بر آنان مى گشوديم، ولي تكذيب كردند، پس به (سزاي) آنچه مى كردند، آنان را فرو گرفتيم].

4 ـ عقيده اسلامي سبب نفوذ در زمين واستواري دولت اسلام مى باشد، خداوند مى فرمايد: وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ [الأنبياء:آية 105].

[ما علاوه بر قرآن، در تمام كتب (انبياء پيشين) نوشته ايم كه بى گمان (سراسر روى ) زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد].

 

فهرست


 

ايمان به خداوند عز وجل:

 

معناي ايمان به خداي عز وجل: گواهي راستين به وجود او و اقرار به ربوبيت و الوهيت و اسما و صفات اوست.

پس ايمان به خدا متضمن و شامل چهار چيز است:

1 ـ ايمان به وجود خداوند سبحانه و تعالي .

2 ـ ايمان به ربويبت خداي متعال .

3 ـ ايمان به الوهيت خداوند متعال .

4 ـ ايمان به اسما و صفات خداوند متعال .

و به طور كامل در باره اين چهار چيز سخن مى گوييم:

 

ايمان به وجود خداوند متعال

 

الف - اقرار به وجود خداوند متعال امري فطري و طبيعي در انسان است، و بيشتر مردم به وجود خدا معترفند و هيچ كس در آن مخالفت نكرده مگر عده كمي از ملاحده و كفار بى دين.

و هر مخلوقي فطرت و طبيعت خود را بدون هيچ تعليم و آموزش به خالق خود نسبي مى دهد، و ما مى شنويم و مى بينيم اجابت دعا و درخواست مردم به طور يقين دلالت بر وجود خداوند متعال دارد، خداوند مى فرمايد: إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ [الأنفال:آية 9].

[آنگاه كه از پروردگارتان كمك مى خواستيد، پس (دعاى ) شما را پذيرفت].

ب ـ نزد همه معلوم است كه حادثه و پيشامد بايستي خالق و آفريننده اي داشته باشد، و اين مخلوقات زياد، و آنچه ما در همه وقت آن را مشاهده مى كنيم بايستي خالق و آفريننده اي داشته باشد، آن هم خداوند عز وجل است، زيرا ممكن نيست كه آفريده شده باشد بدون اين كه كسي آن را آفريده باشد، زيرا هيچ چيز خود را نمى آفريند .

خداوند مى فرمايد: أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ [الطور:آية 35].

[آيا بى آفريدگار آفريده شده اند؟ يا اين كه خود آفرينندگانند؟].

و معنـاي آيه كريمه: يعني بدون آفرينش خلق نشده اند و خودشان هم خود را نيآفريده اند، پس معلوم مى