مستندات

  مستندات
19- تاريخ پيدايش روافض
 

تاريخ پيدايش روافض

براي اولين بار اين انديشه توسط فردي يهودي بنام عبدالله بن سبأ يهودي از اهل يمن مطرح گرديد. وي در زمان خلافت حضرت عثمان بن عفانرضي الله عنه  به ظاهر مسلمان شد، و به قصد منحرف ساختن مردم به حجاز، بصره، كوفه و شام سفر كرد اما هيچ گونه موفقيتي كسب نكرد. سرانجام از شام اخراج شد. بعد از آن، به مصر رفت و آنجا محيط مناسبي براي نشر افكار خود مهيا ديد از جمله مسائلي كه براي اولين بار مطرح كرد يكي مسئله رجعت بود و ديگري وصيت محمدصلی الله علیه وسلم  براي حضرت عليرضي الله عنه  بود. او مي گفت: چگونه عيسي بر مي گردد ولي محمد بر نمي گردد؟ بلكه محمدصلی الله علیه وسلم  به طريق اولي بر مي گردد. و هزار پيامبر در تاريخ گذشته است كه همگي وصي داشته اند و وصي محمدصلی الله علیه وسلم  حضرت عليرضي الله عنه  است.

بعد از آن مدعي شد كه وصيت رسول اللهصلی الله علیه وسلم  اجرا نشده است خلافت غضب شده است و عثمان يكي از آن غاصبان است. بايد امر به معروف و نهي از منكر كرد و اين گونه طعن در صحابه و حضرت عثمانرضي الله عنه  اجمعين را آغاز كرد.[1]  

با اين سخنان براي اولين بار انديشه ي رافضه اظهار وجود كرد تا اينكه زمان خلافت حضرت عليرضي الله عنه  فرا رسيد آنها ابوبكر و عمر را بد و بيراه مي گفتند و براي حضرت علي ادعاي الوهيت كردند. حضرت عليرضي الله عنه  بسياري از آنها از آن جمله ابن  سبأ را سوزاند البته بعضي از مورخين مي گويند: ابن سبأ را به مدائن تبعيد كرد.[2] 

علامه ابن تيميه رحمه الله مي گويد: بدعت هاي شيعي كه در زمان حضرت عليرضي الله عنه  ايجاد گرديد، حضرت عليرضي الله عنه  با آنها مبارزه كرد، آنها در واقع سه گروهي بودند:

1- گروهي افراطي بودند كه حضرت علي آنها را با آتش سوزاند و فرمود:

لما رأيت الأمر أمراً منكراً                                        أججت ناري و دعوي قنبراً

(هنگامي كه امري منكر ديدم، آتشم را بر افروختم و قنبر را صدا كردم)

2- گروهي حضرت ابوبكر و عمر را سب و شتم مي كردند وقتي كه خبر به حضرت عليرضي الله عنه  رسيد آنها را تعقيب كرد ولي آنها به قرقيزستان فرار كردند.

3- گروه سوم مفضله بودند يعني حضرت عليرضي الله عنه  را از ابوبكر و عمر بهتر مي دانستند. حضرت عليرضي الله عنه  فرمود: هر كس چنين سخني بگويد افترا بسته است و بايد شلاق زده شود. چنانچه از بيشتر از هشتاد طريق روايت شده است كه حضرت عليرضي الله عنه  مي گفت: ((خير هذه الأمه بعد نبيها ابوبكر و عمر ...)) (بهترين اين امت بعد از پيامبر ابوبكر و عمر هستند...))[3]

بهر حال هر چند فكر روافض در زمان حضرت عليرضي الله عنه  به نحوي آشكار گرديد اما در چند نفري محدود ماند ولي به شكل گروه و جماعت و فرقه اي آشكار نشد تا زماني كه حضرت حسينرضي الله عنه  به شهادت رسيد و بطور مشخص اسم رافضه مطرح نشد مگر زماني كه زيد بن علي عليه هشام ابن عبدالملك قيام كرد. وي روزي در ميان سخنانش ذكر خير ابوبكر و عمر را به ميان آورد، گروهي اين مطلب را نپذيرفتند و زيد بن علي را رها كردند از آنجا اين گروه بنام رافضه معروف گرديد.[4]

بطور كلي مي توان گفت پيدايش روافض چهار مرحله ي اساسي را طي كرد تا بصورت يك فرقه ميان امت آشكار گرديد.

مرحله اول: دعوت عبدالله بن سبأ به عقيده رجعت، وصيت پيامبر به علي و سب و شتم خلفاً قبل از حضرت عليرضي الله عنه .

دو عامل در واقع ابن سبأ را در پخش افكارش كمك كرد: يكي اينكه وي افكارش را در جوامع نو پاي اسلامي كه هنوز اسلام بخوبي در آنها رسوخ پيدا نكرده بود، مطرح كرد مثل شام و مصر و عراق. دوم اينكه دعوت او سري و بطور پوشيده انجام مي گرفت. وي هر كس را به افكارش دعوت نمي كرد بلكه كساني را دعوت مي كرد كه از اسلام ضربه خورده بودند و رياست و پادشاهي آنها گرفته شده بود و فقط به ظاهر مسلمان شده بودند.

مرحله دوم: اظهار اين اعتقاد. بعد از اينكه حضرت عثمانرضي الله عنه  به شهادت رسيد. وي از شرايط و وضعيت پيش آمده استفاده كرد و سموم خود را ميان مسلمانان پخش كرد.

مرحله سوم: آنها بعد از شهادت حضرت حسينرضي الله عنه  تحت يك قيادت و رهبري اجتماع نمودند تا انتقام خود حسين را بگيرند. هر چند خودشان حسين را دعوت كردند و بعد پيمان شكني كردند و حسين را تنها گذاشتند تا اينكه به شهادت رسيد.

مرحله چهارم: جدا شدن روافض از ساير گروههاي طرفدار اهل بيت و نامگذاري آنها. اين مرحله چنانچه متذكر شديم در زمان قيام زيد بن علي عليه هشام بن عبدالملك عملي شد آنها زيد را بخاطر اينكه از ابوبكر و عمررضي الله عنه  دفاع مي كرد، رها كردند.


1. تاريخ طبري حوادث سال 35 هجري.

2. به فتح الباري ـ كتاب استتابه المرتد و المرتده)) و ((الفصل)) ابن حزم و ((ملل و نحل)) شهرستاني مراجعه كنيد.

3. نگاه كنيد به مجموع الفتاوي ابن تيميه ( 35/184-185).

4. مأخذ سابق (28/490).